پسر علیه دختر
بچه های گل نظر یادتون نره این که نشد فقط من بنویسم شما هم هر چی بلدید توی قسمت نظر ها بزارید تا حالشونو بگیریم . جمعه 7 مهر 1398برچسب:, :: 13:24 :: نويسنده : ابراهیم صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب...
۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .
۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!
۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش...
۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)
۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .
۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .
۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و ... )
۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .
۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!
۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!
۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.
۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.
۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.
۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.
۸ غروب: دختر در حال پیاده شدناونو از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.
۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)
۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟!
۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.
۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!! شنبه 8 مهر 1391برچسب:, :: 23:11 :: نويسنده : ابراهیم هنگام مکالمه : گفتگو دو دختر پای تلفن : سلام عشقم قربونت برم . چطوری عسل ؟ فدات شم...میبینمت خوش گلم...بوس بوس ! گفتگو دو پسر پای تلفن : بنال...بوزینه مگه زر نزدی ساعت چهار جنازه تو میاری ؟ ده گمشو را میفت دگه کره خر ! بعد از قطع کردن تلفن : دختر ها : واه واه واه !!! دختره ایپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه ... انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد !!! پسر ها : بابا عجب بچه با حالیه این علی خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه !!! این رو میزارم به عهده خودتان که نتیجه اش چیه . توی قسمت نظرات ... شنبه 8 مهر 1391برچسب:, :: 22:56 :: نويسنده : ابراهیم این قبل از ازدواجه : پسر : بلاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم . دختر : میخوای از پیشم بری ؟ پسر :حتی فکرشم نکن . دختر : دوستم داری ؟ پسر : البته هر روز بیشتر از دیروز . دختر : تا حالا بهم خیانت کردی ؟ پسر : نه چرا میپرسی ؟ دختر : منو می بوسی ؟ پسر : البته هر وقت بتونم ! دختر : منو میزنی ؟ پسر : چی ؟ دیوونه شدی ؟ من همچین آدمی هستم ؟ دختر : میتونم بهت اعتماد کنم ؟ پسر : بله . دختر : عزیزم . برای بعد از ازدواج به ادمه مطلب مراجعه کنید . ادامه مطلب ... جمعه 7 مهر 1391برچسب:, :: 13:2 :: نويسنده : ابراهیم اگه مثل کلنگه مثل لوله تفنگه با خوشگلیت میجنگه طبیعیه قشنگه نگو که این یه درده دماغ عمل نکرده دماغ عمل نکرده
ادامه مطلب ... جمعه 7 مهر 1391برچسب:, :: 12:34 :: نويسنده : ابراهیم مشترک گرامی شما برنده یک شوهر شده اید جهت دریافت اطلاعات بیشتر به سایت www.shotordarksabbinadpanbedaneh.com مراجعه کنید با تشکر شرکت بشین تا بیاد . جمعه 7 مهر 1391برچسب:, :: 12:24 :: نويسنده : ابراهیم اگه وارد زندگیت بشه :
جیب هاتو Search میکنه
پول هاتو Delete میکنه
خانوادتو Edit میکنه
ارتباط با دوستاتو Cut میکنه
موبایلتو Scan میکنه
خوشیاتو Cancel میکنه
و در آخر مخت Hang میکنه جمعه 7 مهر 1391برچسب:, :: 3:7 :: نويسنده : ابراهیم آخر یه روز تیک میگیری لباس های شیک میگیری بابا رو میکنی کچل تا کنی بینی عمل با همراهت زنگ میزنی عینک رنگ رنگ میزنی این درو اون در میزنی هی به موهات ژل میزنی به ناخن هات لاک مییزنی جنس لباسات تریکو موزیک فقط انریکو جوراب های شل شلکی روسری های الکی با اشوه های شتری میشینی پشت موتوری تو خیالت خیلی تکی فکر میکنی با نمکی خوشی با این تیپ خفن حالا قشنگی مثلا ؟ جمعه 7 مهر 1391برچسب:, :: 2:48 :: نويسنده : ابراهیم در دوران قبل از ازدواج : الهی بمیرم طوریت که نشد ؟ دردوران سال های اول ازدواج : آخه عزیزم بیشتر مواظب باش دیگه . در دوران پنج شش سال بعد از ازدواج : آخه چته ؟ مگه کوری ؟ خوب جلو پاتو نگاه کن اه . در دوران سال های پایانی ازدواج : به دلم خنک شد ! جمعه 7 مهر 1391برچسب:, :: 2:29 :: نويسنده : ابراهیم صفحه قبل 1 صفحه بعد درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ برای پسرانی است که میخواهند مطالبی بر علیه دختر ها بخوانند و حال کنند ها حال . ولی این رو بگم که این وبلاگ تنها جهت سرگرمی درست شده است . آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |